حقایقی مرموز از زندگی میخائیل بولگاکف

آشنایی با چهار زبان خارجی

میخائیل 4 زبان خارجی را روان صحبت می‌کرد: آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، یونانی. او حتی می‌دانست که چگونه متون اسلاوی کلیسای قدیمی را بخواند.

ادامه‌دهنده‌ی راه چخوف

بولگاکف مدرک دکترای پزشکی گرفت. از سال 1916، او در بیمارستان زمستوو کار می‌کرد، یکی از زمینه‌های پیشرو فعالیت او بیماری‌شناسی یا تشخیص بیماری‌ها بود.

دستمزد او در کسوت پزشکی

دستمزد دکتر بولگاکف 115 روبل بود و 10 روبل پاداش اضافی نیز به او پرداخت شد. یک افسر در آن روزها 55 روبل حقوق دریافت می‌کرد.

استالین کدام آثار او را شخصاً محکوم کرد؟

استالین نمایشنامه “دویدن” را “پدیده ضد شوروی” نامید و “جزیره سرخ” را “کاغذ باطله” نامید. تا سال 1920، منتقدان کار بولگاکف را به شدت منفی ارزیابی می‌کردند.

سنگ قبر گوگول به جای سنگ قبر بولگاکف!

بولگاکف از طرفداران سرسخت آثار نیکولای گوگول بود. بولگاکف اولین رمان با موضوع «شیطان» را تحت تاثیر «مردگان زرخرید» نوشت. نویسنده این اثر را بعدها از بین برد. بولگاکف از همسرش خواست که سنگ قبری از قبر گوگول روی تابوتش را بپوشاند. وصیت نویسنده برآورده شد. ماجرا از این قرار بود که در هنگام دفن مجدد نیکولای واسیلیویچ گوگول، سنگ قبر برداشته شد. اتحاد جماهیر شوروی بنای تاریخی از گوگول ساخت. سنگ قبری که دورانداخته شده بود توسط بیوه بولگاکف به طور تصادفی دیده شد و پذیرفت که آن را روی قبر شوهر مرحومش بگذارد.

رمان شب

منتقدان اتحاد جماهیر شوروی «قلب سگی» را «جزوه‌ای تکان‌دهنده درباره مدرنیته» نامیدند. این نسخه خطی توسط اداره ویژه سیاسی دولتی در 7 مه 1926 مصادره شد. اولین انتشار این اثر در اتحاد جماهیر شوروی در سال 1987 ظاهر شد. اما این گونه نبود که مردم این اثر را نخوانده باشند. نسخه‌هایی از اثر به صورتی مخفیانه بین افراد جابه‌جا می‌شد. مردم آن را شب‌ها می‌خواندند و بیش از یک روز در یک خانه نگهداری نمی‌شد.

اعتیاد

در سال 1917، میخائیل آفاناسیویچ به مورفین معتاد شد. درمان دیفتری باعث ایجاد آلرژی با درد غیرقابل تحمل شد. برای تسکین، بیمار شروع به مصرف مورفین کرد.

ماجراهای ترک اعتیاد

در ترک مواد مخدر، نویسنده اجاق‌های پریموس سوزان را به سمت همسر اولش تاتیانا پرتاب کرد و تقریباً باعث آتش‌سوزی شد و در نوبتی دیگر با یک هفت تیر به سمت او نشانه رفت.

قدرت پیشگویی

بولگاکف گویی از موهبت پیشگویی برخوردار بود. گفت باید سه بار ازدواج کنم. و همینطور هم شد. اما از هیچ یک از سه همسرش فرزندی نداشت.

بزرگ‌ترین رمان او هیچگاه توسط خودش تمام نشد!

رمان “مرشد و مارگریتا” در دهه 1930 آغاز شد. نویسنده قبل از مرگش وقت نداشت کار را تمام کند. این دستنوشته توسط بیوه النا سرگیونا شیلووسکایا “جمع آوری” شد.

همچنان آثار مرفین

آثار مرفین بر روی نسخه خطی مرشد و مارگریتا یافت شد.

نسخه اولیه بهموت گربه‌ی مرشد و مارگریتا

نمونه اولیه بهموت، سگ سیاه بولگاکف به نام بهموت است. داستانی عجیب در این رابطه وجود دارد. میخائیل هنگام قدم زدن در پارک با سگ ملاقات کرد. سگ ظاهری آراسته داشت و طوری می‌نشست که انگار منتظر صاحبش بود. وقتی نویسنده را در حال عبور دید، سگ به دنبال او راه افتاد.

دوران ترس شدید نویسنده

در خاطرات 1934 آخرین همسر بولگاکف، درمان روان رنجوری با استفاده از هیپنوتیزم ذکر شده است. هیپنوتیزم حملات ترس را در نویسنده برانگیخت. شش ماه می‌ترسید که به تنهایی در خیابان‌های شهر راه برود.

رمانی که خود شیطان آن را نوشته است

«مرشد و مارگاریتا» به دلیل داستان و تاریخچه خلقت غیرمعمول، مطالب پیرامونی عجیب و خارق‌العاده‌ای به‌دست آورد. برخی معتقدند که طرح رمان توسط خود شیطان به بولگاکف دیکته شده است. برخی می‌گویند نویسنده در خواب تصاویر تکه‌تکه‌ای را دید و آن‌ها را به کاغذ منتقل کرد. و در نهایت می‌گویند یک ارتباط شیطانی قبل از اینکه بتواند رمان را تمام کند او را به گور کشید.

پیش‌بینی مرگ

بولگاکف مرگ خود را پیش بینی کرد. آخرین ویرایش دست‌نوشته «مرشد و مارگاریتا» با این جمله شخصیت اصلی به پایان رسید: «پس، این یعنی نویسندگان دنبال تابوت می‌روند؟» متن در 13 فوریه 1940 ویرایش شد. در این زمان، بیماری بدتر شد، نارسایی مزمن کلیه، نویسنده بینایی خود را از دست داد و از درد وحشتناکی رنج می‌برد. در 10 مارس، نویسنده درگذشت.

بولگاکف با مرگ رفتاری طعنه‌آمیز داشت. او گفت که انسان فانی است و این فقط نیمی از مشکل است. بدترین چیز این است که او کاملاً ناگهانی درگذشت.