یادداشتی بر ادبیات جنوب و رمان یک قدم در بهشت

نویسنده: محمود قلی‌پور

گام نخستی که بوکر تی واشنگتن (1856-1915) در ادبیات مناطق جنوبی امریکا برداشت چنان محکم بود که توجه بسیاری از نویسندگان ایالت‌های جنوبی را از جدل‌های سبکی و سیاقی حاکم بر ادبیات جهان به سوی خود معطوف کرد. هارپر لی، فاکنر، ولف، میچر، اوکانر و بسیاری دیگری در همین راه قدم برداشتند و تصویری واقعی از جهان پیرامون خود و مسائل انسانی ساکنان آن جغرافیا به خواننده ارائه دادند. تردید، مسیحیت و خانواده را باید سه رکن اساسی ادبیات جنوب دانست. در این حوزه که اتفاقاً یکی از مقاصد اصلی سیاهان مهاجر بود، بحث بنیادی بر آزادی انسان است، بی‌توجه به رنگ و نژاد، و اتفاقاً همین نگاه برابر نویسندگان جنوب به این موضوع سبب تأثیرگذاری‌شان شد. سنت ادبی‌ای که شاید حتی بتوان در جست‌وجوی ریشه‌اش از واشنگتن هم عبور کرد و به هرمان ملویل رسید، نوعی فراغت شاعرانه در خود دارد که در تماس با وحشت واقعیت بیرونی خصلتی گوتیک به کارها می‌دهد. این سبک از ادبیات به مانند بسیاری از نگرش‌های مدرن فارغ از دستورالعمل‌های نویسندگی است و بیشتر به عمق معنا و فلسفه می‌پردازد و به همین دلیل است که با پیش رفتن در طول زمان نه تنها تکراری نمی‌شود بلکه رفته‌رفته غنایی شگفت می‌یابد. آلیس واکر، واکر پرسی و چندین و چند نویسندۀ دیگر ادامه‌دهندۀ راه اندیشمندانۀ پیشینیان می‌شوند و پرچم روزی به دست مردی می‌رسد به نام ران رش. شاعری شگفتی‌برانگیز که از تمام امکانات پیرامونی‌اش برای انتقال معنای ذهنی‌ به مخاطب استفاده می‌کند. می‌توان ران رش را در زمینۀ استفاده از زبان فیگوراتیو از سرآمدان ادبیات جنوب دانست؛ زبانی که بدون هیچ تنش و بیرون‌زدگی‌ای به شکلی اورگانیک استعاره‌ها و کنایه‌ها را با سخنوری معمول و البته پر از طنز مردمان جنوب در هم می‌آمیزد. به بیانی دیگر می‌توان گفت که سه رکن اساسی ادبیات جنوب ـ تردید، مسیحیت و خانواده ـ هر سه در زبان او شکل می‌گیرد، و نیز دشت‌ها معنا می‌یابند، روابط انسانی ساخته می‌شوند و در یک کلام چیزی بیرون این ساحت وجود ندارد. به همین دلیل است که فضا و مکان داستان‌های نویسندگان ادبیات جنوب چنان برای تمام مخاطبان‌شان در سراسر جهان ملموس می‌شود که علاقه‌ای بیش از سبک‌های دیگر ملیت‌ها به این ادبیات ایجاد می‌شود. هرچند اوج و شکوه این هنرنمایی زبانی را در آثار ملویل می‌توان دید که اکثر مخاطبان اقیانوس‌ندیدۀ خود را دچار دریازدگی می‌کند اما در نگاهی دیگر سلطان خشکی ران رش است. اوست که اینک جزئیاتی از یک منطقۀ مدنی را به مخاطب می‌نمایاند که گویی سال‌ها ساکن آنجا بوده است. می‌توان گفت که نهفتگی حقیقت یا سرگشتگی در برابر حقیقت هر دو توأمان در کلمات و یا در فاصلۀ بین کلمات او نهفته است و یقیناً شاعرپیشگی این نویسندۀ نامدار توانسته بر توانایی او بیفزاید.

یک قدم در بهشت- رمان
رمان یک قدم در بهشت- رمانی از ران رَش در حوزه ادبیات جنوب با ترجمه شاهین نعمتی از نشر چام

یک قدم تا بهشت را می‌توان در ژانر جنایی تعریف کرد اما این فروکاستنش است. برای نویسنده جنایت ابزاری برای کشف معنای زیسته و غیرزیستۀ مردمی است که سال‌ها در هم‌تنیدگی روابط آن‌ها را دچار سردرگمی کرده است. جنایت تنها یک وسیله است تا این منطقۀ آرام پر از آشوب شود، چون سنگی که به برکه‌ای دیرخفته انداخته می‌شود. پیچیدگی و در هم‌تنیدگی روابطی که مناسبات را دچار جمود کرده و چهرۀ دوست از دشمن در آن قابل تمایز نیست و هرآنکه در کنار توست لاجرم زهری از تردید در وجودت می‌ریزد باید از بین برود. باید گروه نیکوکاران سمتی دیگر بایستند و اشرار به قعر آب افکنده شوند. جنایت در این میان کاتالیزوری برای تسریع شناخت سره از ناسره است. اما دریغ که تردید و عدم قطعیت دیگر خلصلت شناختی این قوم شده و حتی در پایان هم نمی‌توان گفت که حقیقت غایی بر ملا شده و کشتی به سلامت از امواج گذشته و بر ساحل آرام نشسته است. جنایت از نگاه ران رش چیزی شبیه همین است، آشوبی که همه را به تکاپو وا می‌دارد، مرد قانون را پیش می‌اندازد، حقایق را درمی‌یابد، ماجرا به نقطۀ نهایی خود می‌رسد اما امواج گرد ساطع از محل برخورد سنگ که بر قلب برکه افتاده تا ابد قرار است منتشر ‌شود. و هر دم شخصیت‌ها را ـ که در اینجا هر کدام گاهی به مخاطب رمان تبدیل می‌شوند ـ به تفکری مضاعف وا می‌دارد.

ران رش چنین هنرمندی است؛ ایستاده بر پلی میان شعر و داستان؛ تردید و یقین. چون به نظر می‌رسد که او شعرهایش را هم می‌نویسد و نمی‌سراید، باید در میان داستان‌هایش هم ـ به طور مشخص در این رمان ـ هر لحظه دنبال لحظۀ فروغلتیدن به شاعرانگی بود. شاعرانگی در میان تقلا برای پرده برداشتن از راز قتلی، ماجرایی قدیمی و زخمی کهنه. او به مانند هر نویسندۀ شاخصی در تاریخ ادبیات به وضوح از قواعد دست‌و‌پاگیر می‌گریزد و خود را به تمامی وقف داستانش می‌کند. به همین دلیل است که متن او قابل تأویل و تفسیر می‌شود. می‌توان در یک قدمی بهشت چنان از آن فاصله گرفت که به گناه نخست رسید، به داستان نوح، به قتل مسیح، به جنایاتی در تاریخ معاصر و احتمالاً آنچه در آینده رخ خواهد داد و این هنر هنرمندی است که تلفیق شور و شعور را به خوبی می‌داند. ترجمۀ چنین اثری شاید در نگاه نخست به کلماتش ساده به نظر بیاید اما آنگاه که با عمق داستان روبه‌رو می‌شوی و آن زبان فیگوراتیو رخ عیان می‌کند، حتی ترجمۀ ساده‌ترین جملات و به واقع انتخاب کلمات امری نه محال بلکه بسیار دشوار می‌شود. وقتی رمانی چنین بر پایه‌های زبان استوار می‌شود که آشوب و ناامنی و تلاش برای رسیدن به ساحل امن و البته گریز از حقیقت از سویی و تلاش برای یافتن آن از سویی دیگر در همه تنیده می‌شود، دیگر نمی‌توان گفت که متن ران رش ادبیاتی ساده دارد. به واقع دشواری متن او زیر همان سطح دریاچۀ آرام نهفته است. با این همه شاهین نعمتی که ادبیات جنوب را به خوبی می‌شناسد توانسته به طرزی غیرقابل باور آن سادگی ظاهری و نیز دشواری پنهان را به فارسی هم منتقل کند. اینجاست که باید گفت مترجم نه در مقام هماورد نویسنده بلکه به عنوان رسول او در سرزمینی دیگر ظاهر می‌شود و هنر ترجمه بروز می‌کند.